![]() |
![]() |
|
| در تنهاترین تنهایی هایم به این می اندیشم که چقدر تنهام..تنهاتر از تنهاترین تنهای دنیا! |
|
|
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 23:46 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکنه خدا تو باشی؟! خدایا! ...سرم دادی و سامانم ندادی به جز بخت پریشانم ندادی خدایا هرچه اشک اندر جهان بود به من دادی و دامانم ندادی دلی خونین به من دادی چو غنچه ولی لبهای خندانم ندادی زدی صد چاک در سینه ی من ولی چاک گریبانم ندادی من از این جان دردآلود سیرم که جان دادی و جانانم ندادی
شما می گین چیکار کنم تا خدا باهام آشتی کنه؟؟؟؟؟؟!!!!!!! |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 23:10 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
خیلی سخته اینکه تمام عمر به خاطر کسی زندگی کرده باشی که ووجود تو هیچ اهمیتی برای اون نداشته..خیلی سخته اینکه عاشق کسی بشی که نباید می شدی...خیلی سخته اینکه با کلی سختی وسالها تلاش قصر رویایی بنا بنهی که تا آسمون قد کشیده واما یه روز بی خبر قصر با همه ی رویاهاش رو سرت اوار بشه...خیلی سخته اینکه بهترین دوست دوران زندگیت بزرگترین دشمن از اب در اد..خیلی سخته اینکه همه کس دوست اشنا خانواده داشته باشی واما دلت مظلومانه فریاد بزنه که تو هیچکس رونداری تنهاست..خیلی سخته توسخت ترین وبدترین شرایط زندگیت عزیزترین ونزدیکترین کست تو رو با کلی غم وتنهایی ومشکل تنها بذاره وبره..خیلی سخته زندگی زیبا با هرمه ی زیباییهاش برات پوچ وبی معنی وتلخ بشه..خیلی سخته اینکه احساس کنی بهار از دلت واسه همیشه بیرون رفته وپاییز طولانی به کوچه پس کوچه های دل پا گذاشته..خیلی سخته احساس بلاتکلیفی کنی..خیلی سخته اینکه دلت خیلی تنگ بشه وندونی چیکار کنی..خیلی سخته اینکه دلت یه چیزی بخواد اما ندونی چی..خیلی سخته اینکه قشنگترین گل باغ ارزوهاتو تویه باغ دیگه ببینی وهیچ کاری ازت بر نیاد حتی نتونی ازش بپرسی چرا؟؟!..خیلی سخته دلت رو به کسی بسپری که دلش روبه دیگری سپرده..خیلی سخته جایی باشی که همهمه ی سکوت ازت بخواد حرف بزنی اما نتونی..خیلی سخته دلت گرفته باشه اما نتونی باکسی درددل کنی یا شاید هم کسی رونداشته باشی تا درداتو بهش بگی(بی کسی بد دردیه..خیلی بد)خیلی سخته اینکه به تنهاکس زندگیت بگی برو ولی بهش نگی که به خاطر خودش باید بره..خیلی سخته اینکه دلت برا هزاروصدوچندمین باردلت خیلی سختتر از هر بار به دست عزیزترین کست بشکنه..خیلی سخته اینکه دنیا تو نظرت خیلی کوچیک ویا خیلی بزرگ بشه وزندگی تکراری وخسته کنندهبشه..خیلی سخته بعد یه غروب خیلی غمناک احساس کنی که خورشید دیگه هیچ وقت طلوع نمی کنه..آره همه ی اینها سخته حتی به دنیا آمدن وبودن وماندن وزندگی کردن ومردن تحقیرشدن موردتمسخردیگران قرار گرفتن سخته ..اما سختتر از همه ی این سختیها اینه که توتنهاترین تنهاییت تنهای تنها باشی...درست مثل من خدایا دلم خیلی گرفته.. |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 21:26 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
...به یاد داری روزی را که از من پرسیدی:مرا دوست داری یا زندگی را؟گفتم:زندگی را...قهر کردی ورفتی بدون آنکه بدانی تو همه ی زندگیم هستی...
شمع دانی دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق دیوانه تو نابود شوی سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی ***************** روزی اگر چشمانت پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی... خبرم کن ...بهت قول نمی دم که آرومت کنم ولی قول می دم پا به پات گریه کنم! حالا چند جمله زیبا از بزرگان برای شما خوبان! آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بلکه بکوش در کمال هر آنچه هستی باشی. اگر روزی روزگاری نخواستی یا نتوانستی گناه کسی را ببخشی بدان از بزرگی گناه او نیست بلکه از کوچکی قلب توست. به چیزی که بدون ان هم زندگی میسر است ارزش مده. انیشتن:برنده ان نیست که از دیگران جلو بیفتد بلکه برنده واقعی کسی است که دیگران را جلو براند. به دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی بلکه دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی. اس ام اس:وقتی شادی آروم بخند تا غم بیدار نشه ...وقتی غمگینی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه. زندگی سرای حیرت است خوش باش ودیگران را سهیم کن!رویش را به تجربه بنشین... زندگی همان چیزی است که تو بنا می نهی. ارزش ادمها به بودنشونه...نه به داشتنشون... تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست هرگز عاشق مشو!مگر اینکه بتونی همه ی عیبهای آدمی رو تحمل کنی. و در آخر یک سخن زیبا از امام علی(َََََََََََع): ببینید ودل مبندید چشم بیندازید و دل مبازید ...که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت. |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 15:1 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
پشت یک تنهایی غمناک و بارانی اسمت را با لحن گلهای پژمرده صدا کردم ودر کوچه های ابی احساس تو راازبین گلهایی که درتنهایی ام رویید جدا کردم و به تنهایی پناه آوردماز روی ناچاری به دنیای کسان بی کسی و دشتهای...چرا هیچ کس مراباور ندارد که من هم از همان خاکم ...همان خاک..چرا اینگونه تنهایم...؟!چرا؟ |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 16:34 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
آخرین خط دلم آشنائی با تنهاترین تنها غمکده دل تنهام |
| از تنهائیم |
در بهار زندگی احساس پیری می کنم
باهمه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم زیاران به ظاهر خوب خود بعداز آن برکودک دل سختگیری می کنم دربه رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام من سمیه دیپلم ریاضی البته الان دانشجوی مهندسی نرم افزارم و متولد 16 خردادم، دیگه اینکه از اونجا که خیلی مهربونم از همه زمینیا متنفرم ،مهمتر از همه اینه که خیلی تنهام تنهـــای تنهـــا تنهاتر از تنهائی و زندگی رو دوست ندارم و تنها دلیل بودنم خداست اگه اونم بره من می میرم.تو وبلاگم بیشتر با تنهاییم آشنا می شین امیدوارم خوشتون بیاد و خوشحال می شم نظرتون رو هم بدونم..... |
| آرشیو موضوعی |
|
یه درد دل ساده |
|
RSS
|