![]() |
![]() |
|
| در تنهاترین تنهایی هایم به این می اندیشم که چقدر تنهام..تنهاتر از تنهاترین تنهای دنیا! |
|
بیا با افق مهربانی کنیم غم پونه را آسمانی کنیم
بیا توی نقاشی قلبمان رز عشق را ارغوانی کنیم
و اما پیام بازرگانی ویژه این پست: 9مرد و 1 زن به ریسمانی که از بالگرد آویزان بود چنگ زده بودند،خلبان اطلاع داد که وزن هلیکوپتر سنگین است و باید یکی از آنها فداکاری کند و برای نجات جان بقیه ریسمان را رها کند....همگی به هم نگاه کردند و منتظر فرد فداکار بودند...ناگهان زنی که در بین آنها بود شروع به سخن گفتن کرد و چنین گفت:ما زنها تمام زندگیمان را صرف فداکاری برای مردها کرده ایم،از ابتدا تا انتها...از تحمل درد و رنج زندگی طاقت فرسا با شما گرفته تا تربیت شما و فرزندان و اداره ی امور خانه و...بنابراین نگران نباشید،اینجا هم من فداکاری می کنم و برای نجات جان شما خود را فدا می کنم...مردها که اشک در چشمانشان حلقه زده بود و از این همه فداکاری احساساتشان به شدت تحریک شده بود همگی دستهایشان را از ریسمان رها کردند تا برای زن دست بزنند که...... یه کمی چرند...
می خوای بیشتر با تنهائیم آشنا شی |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 9:49 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
آه خدای من! واسه تنوع برای چند روزی قالب وبلاگم رو این طوری تحمل کنیین اما دوباره می خوام مثل قبل کنم |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
چهارشنبه دهم بهمن 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 14:48 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
آخرین خط دلم آشنائی با تنهاترین تنها غمکده دل تنهام |
| از تنهائیم |
در بهار زندگی احساس پیری می کنم
باهمه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم زیاران به ظاهر خوب خود بعداز آن برکودک دل سختگیری می کنم دربه رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام من سمیه دیپلم ریاضی البته الان دانشجوی مهندسی نرم افزارم و متولد 16 خردادم، دیگه اینکه از اونجا که خیلی مهربونم از همه زمینیا متنفرم ،مهمتر از همه اینه که خیلی تنهام تنهـــای تنهـــا تنهاتر از تنهائی و زندگی رو دوست ندارم و تنها دلیل بودنم خداست اگه اونم بره من می میرم.تو وبلاگم بیشتر با تنهاییم آشنا می شین امیدوارم خوشتون بیاد و خوشحال می شم نظرتون رو هم بدونم..... |
| آرشیو موضوعی |
|
یه درد دل ساده |
|
RSS
|