![]() |
![]() |
|
| در تنهاترین تنهایی هایم به این می اندیشم که چقدر تنهام..تنهاتر از تنهاترین تنهای دنیا! |
...بی وفا بود که رفت...راحت و آرام از مقابلم گذشت،آنقدر بی احساس که گویی هرگز در زندگی اش نبودم،بی رحم و سنگدل...چشمان گریان را نادیده گرفت،او با تمام وجودش رفت،غافل از قلبهائی که به خاطرش شکستند،التماس هیچ دستی برایش مهم نبود،انگار پائیز را نمی دید که بی صبرانه منتظر بود،پا روی جاپاهایش گذاشتم و آرام از جاده ها و کوچه ها گذشتم،بدون آنکه جز او به کس دیگری بیندیشم،صدای خش خش برگها مانند لحظه ای بود که مرا از نگاه هایش دریغ می کرد و قلبم را که ذره ذره خرد می شد و می شکست.احساس می کنم که زندگی ام را با خاطراتش می گذرانم،...اگر...اما...رفت...کاش می دانست در زندگی ام کیست؟! شاید هرگز نمی رفت..... پرت و پلا:این روزا نمی تونم بیام نت حقیقتش حوصله شو ندارم واسه همین جشن تولد یه سالگی وبلاگ کوچولومو بی خیال شدم حالاشم واسه این آپیدم که تولد آبجی عزیزم رو اینطوری تبریک بگم خیلی وقته رو مود نیستم دعا کنین بازم مثل قدیم شم....
خدایاکجائی..........................!
وب خوشگلم وب تنهائی هام می بینی تو هم مثل من تنهای تنهائی کی همچین تولدی واسه وبش می گیره نه کیک داره نه شمع و نه کادو تازه هیچکسم دعوت نشده چه زود گذشت یه سال چقد حرفامو تو خلوتگاهت گنجوندم امیدوارم منو ببخشی ولی به همین تنهائی قانع باش که زیباتر و قشنگتر از با هم بودنهاست پر از آرامش و سکوت تنهائی و غم... وب تنهائی هام آبجی گلم تولد جفتون واسه وبم پساپس و واسه تو پیشاپیش مبارک تولدت مبارککک رویای خوشگلم می خوای بیشتر با تنهائیم آشنا شی |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 15:7 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
آخرین خط دلم آشنائی با تنهاترین تنها غمکده دل تنهام |
| از تنهائیم |
در بهار زندگی احساس پیری می کنم
باهمه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم زیاران به ظاهر خوب خود بعداز آن برکودک دل سختگیری می کنم دربه رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام من سمیه دیپلم ریاضی البته الان دانشجوی مهندسی نرم افزارم و متولد 16 خردادم، دیگه اینکه از اونجا که خیلی مهربونم از همه زمینیا متنفرم ،مهمتر از همه اینه که خیلی تنهام تنهـــای تنهـــا تنهاتر از تنهائی و زندگی رو دوست ندارم و تنها دلیل بودنم خداست اگه اونم بره من می میرم.تو وبلاگم بیشتر با تنهاییم آشنا می شین امیدوارم خوشتون بیاد و خوشحال می شم نظرتون رو هم بدونم..... |
| آرشیو موضوعی |
|
یه درد دل ساده |
|
RSS
|